كار را به جايي رساندند كه حاكميت دوگانه را هم ادعا كردند

 امام (رضوان اللّه تعالي عليه) هميشه به همه - از جمله به دانشجوها - توصيه مي كردند كه از نفوذي ها بپرهيزيد؛ واقعش هم همين بود. آن اوايل جزو مجموعه هاي ماهر در نفوذ، اعضاي حزب توده بودند كه با چاپلوسي و ظاهرفريبي و رياكاري، خودشان را جا مي زدند. بعد البته يك عده ديگر هم از آنها ياد گرفتند و وارد تشكيلات هاي گوناگون و بخش هاي مختلف نظام شدند و كار را به جايي رساندند كه حاكميت دوگانه را هم ادعا كردند. شماها كه يادتان هست؛ مال چهار پنج سال پيش است. حاكميت دوگانه، انشقاق، انشقاق در رأس! خيلي چيز عجيبي است! به اين جا هم رسيدند.

سی و یکم اردیبهشت ماه هزار و سیصد و هشتاد و شش

ای خوشا روز که پیش چو تو سلطان میرم

دوران پهلوي، دوران استحاله فرهنگي

دو نكته اينجا [در تحول آموزش و پرورش] وجود دارد در كنار اين شاگردي كردن، كه اين دو نكته را متأسفانه در دوران استحاله فرهنگي - يعني دوران پهلوي ، كه دوران پهلوي ، دوران استحاله فرهنگي كشور ماست - رعايت نكردند. چشمشان را بستند، آغوششان را باز كردند؛ هر كس آمد، هر چه دادند، اينها گرفتند. يكي از اين دو نكته اين است كه ما آنچه را كه مي گيريم، ارزيابي كنيم، ببينيم به درد ما مي خورد يا نه. اگر صددرصد به درد ما مي خورد، صددرصد قبول كنيم؛ اگر صددرصد به درد ما نمي خورد و مضر است، صددرصد رد مي كنيم. اگر بين اين دوتاست، به همان اندازه اي كه به درد مي خورد، قبول كنيم، مابقيه اش را رد كنيم. اين نكته اول.
من مثال زدم و گفتم فرق است بين آن كسي كه يك جسمي ، يك ميوه اي ، يك غذائي ، يك داروئي را مي بيند، مي شناسد، مي خواهد با دست خود، با ميل خود آن را بگذارد در دهانش و فرو بدهد، با آن آدمي كه دست و پايش را مي گيرند و يك چيزي را با آمپول در بدن او تزريق مي كنند. اينها با هم فرق دارد. نوع اول درست است، نوع دوم غلط است. به ما نبايد تزريق كنند؛ ما بايد انتخاب كنيم. اين يك نكته كه مورد غفلت قرار گرفت. هر چه آوردند، مثل آدم هائي كه بي حس و حال و بي هوش افتاده اند و همينطور چيزي را يا در جسمشان فرو مي كنند يا از دهانشان به حلقشان مي ريزند، نباشيم. ما در دوران استحاله فرهنگي منتظر مانديم كه بريزند به حلقمان. 

 

دوره اي كه مطبوعات ما جدايي دين از سياست و دفاع از رژيم پهلوي را تبليغ كردند

ما يك دوره اي را هم مشاهده كرديم كه در مطبوعات ما رسماً، علناً، جدائي و تفكيك دين از سياست را اعلان كردند! اصلاً مسئله يكي بودن دين و سياست را كه اساس جمهوري اسلامي و اساس حركت عمومي مردم بود، زير سؤال بردند. از اين بالاتر؟! در دوراني، در مطبوعات ما ديده شد كه صريحاً، علناً، از رژيم ظالم، جبار و سفاك پهلوي دفاع شد! براي اينكه چنين حالتي پيش نيايد و براي برخورد با اين انحراف، مي شود با برجسته كردن مرزهاي اعتقادي و فكري و سياسي، جلوي اين انحراف را گرفت.
مي خواستند شعارهاي امام را به موزه بسپرند
جمهوري اسلامي به معناي حقيقي - يعني همان جمهوري اسلامي كه امام (رضوان اللّه تعالي عليه) براي ما پايه گذاري كرد و به كشور ما هديه داد - مي تواند همين خصوصيات را تأمين كند؛ اقتدار بين المللي را، اقتدار سياسي را، عزت را، رفاه دنيا و آبادي معنوي آخرت را. اما مراقب باشيد يك نظام جمهوري اسلامي تقلبي نخواهند براي ما درست كنند؛ كاري كه در ده سال گذشته هم بعضاً حركاتي انجام گرفت، اما خداي متعال مهار كرد؛ مردم بيدار بودند، هوشيار بودند، اجازه ندادند. مي خواستند كارهائي بكنند، شعارهاي امام را به موزه بسپرند؛ صريحاً مي گفتند كه اينها كهنه شده! نه، شعارهاي انقلاب كهنه شدني نيست؛ هميشه تازه است، هميشه براي آحاد مردم جذاب است. شعاري كه به نفع مستضعفين است، شعاري كه به نفع عزت ملي است، شعاري كه در آن مقاومت و ايستادگي است، اين شعارها هيچ وقت كهنه نمي شود؛ براي هيچ ملتي كهنه نمي شود، براي نظام ما هم كهنه نخواهد شد.     

دوازدهم اردیبهشت ماه هزار سیصد و  هشتاد و هفت